X
تبلیغات
اهورا

اهورا

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 18:44  توسط SARA & REIHANE  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 18:41  توسط SARA & REIHANE  | 

سپندارمذگان یا ولنتاین؟؟؟

وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور ازانتظار نيست، چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب گیجی ، سردرگمي و هيجان مي شود."،                                                                                                                                               اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم ! 

 شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ American اش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!                                                                                                                 

همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!                                                                                                                                                       اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند: سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند

همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است!

چند سالي ست حوالي 25 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس (والنتاين) ، مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق ،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!                                                         

اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!                                                                                                                          جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3یا4 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هر یک ازروزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.

سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.

ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم، شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.

"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!

براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.

شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 25 بهمن ( Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.

 

                سپندارمذگان بر شما خجسته باد! 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 21:39  توسط SARA & REIHANE  | 

امرداد

 امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.در اوستا امرتات (amertat)در پهلوی امرتات(amortat) و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:نخست(ا) ادات نفی به معنی نه دوم (مرتا)به معنی مردنی نیست و نابود شدنی و سوم (تات) که  پیوند و دال بر اسم مونث است. بنا بر این امرداد یعنی بی مرگ و اسیب ندیدنی یا جاودانی.پس واژه ی (مرداد) نادرست بکار می رود.در ادبیات فردیسنا امرداد یکی از امشا سپندان است که نگهبانی نباتات با اوست .در فردیسنا شخص باید با صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از : نیک اندیشی صلح و سازش راستی و درستی فروتنی و محبت به همنوع تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است دست یابد.در این ماه افتاب در برج اسد قرار می گیرد.از این رو امرداد را در برج دوازده گانه برابر با اسد یا شیر دانسته اند.رنگ سرخ طلایی فلز طلا سنگ یاقوت قرمز وستارهی خورشید را به این ماه منسوب می دانند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 18:17  توسط SARA & REIHANE  | 

تیر

تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه در گاه شماری هعتدالی خورشیدی است.در اوستا تیشتریه(tishtrya)در پهلوی تیشتر(tishtar)و در فارسی صورت تغییر یافته ی ان تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره ی شعرای یمانی اطلاق می شود. فرشته ی مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک ,از باران بهره مند و کشتزارها سیراب میشود.تیشتر را در زبان های اروپایی سیریوس(Sirius) خوانده اند.هرگاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشدمژده ی ریزش باران میدهد.این کلمه را نباید با واژه تیر عربی به معنای سهم یکی دانست.در این ماه افتاب در برج سرطان قرار می گیرد.از این رو تیر را در برج سرطان گانه برابر با سرطان یا خرچنگ دانسته اند.مردم غرب کشور معتقدند در این ماه گاو و گوسفندان بسیاری دچار مرگ و میر می شوند از اینرو ان را ((مردار مانگ)) می گویند.رنگ سبز روشن,فلز نقره,سنگ مروارید و سیاره ی ماه را به تیر منسوب می دانند.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 14:14  توسط SARA & REIHANE  | 

گاهان بار

گاهان بار یا گهنبارکلمه ای است که در پهلوی به ان گاسانبارگویندکه از کلمه ی گاس دراوستا گاتو به معنی گاه و هنگام امده است.گاهان بار به معنای گاه و زمان به ثمر رسیدن و بار اوردن و برپایی بار همگانی و میهمانی واز جشن های موسمی زرتشتیان میباشند.که با داد ودهش وخواندن اوستا همراه می باشد.زرتشتیان در نگرش سنتی خود باور دارند که افرینش در شش مرحله از سوی خداوند در شش چهره گاهنبار انجام گرفته است.

درچهل و پنجمین روزسال دی بمهر واردیبهشت ماه دراین گاه اسمان افریده شده است. MIDYUZARAM 1-میدیوزرم گاه (میان بهار)

درصد وپنجمین روز سال روز دی بمهر وتیر ماه در این گاه اب افریده شده است.MIDYUSHAHEM2-میدیوشهم گاه (میان تابستان)

در صد و هشتادمین روز سال روز انارام وشهریورماه در این گاه زمین افریده شده است.PAITYSHIM3-پیته شهم گاه (پایان تابستان)

در دویست ودهمین روز سال روز انارام ومهر ماه در این گاه روئیدنی افریده شده است.AYASTHREM4-ایاسرم گاه (اغاز فصل سرما)

دردویست ونودمین روز سال روز ورهرام ودی ماه در این گاه جانوران افریده شده است.MIDYAREM5-میدیاریم گاه (میان زمستان)

در سیصد وپنجمین روز سال روز وهشتواش (اخرین روز سال)در این گاه انسان افریده شده است.

 HAMASPATMAIDYEM6-همس پت میدیم گاه (برابری شب و روز)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 20:44  توسط SARA & REIHANE  | 

روزها

نام های سی روز ماه که از اوستا سرچشمه گرفته با چم(معنی) هر یک از انها بدین گونه است:

1- اورمزد:ساده شده اهورا مزدا

2- بهمن:اندیشه نیک

3- اردیبهشت:بهترین راستی و پاکی

4- شهریور:شهریاری نیرومند

5- سپندارمزد:فروتنی و مهر پاک

6- خورداد:تندرستی ورسایی

7- امرداد:بی مرگی وجاودانگی

8- دی باذر:افریدگار

9-اذر:اتش وفروغ

10-ابان:ابها هنگام ابها

11- خیر(خور):افتاب خورشید

12- ماه:ماه

13- تیر:ستاره تیر ستاره باران

14- گوش (گئوش):جهان زندگی هستی

15- دی بمهر:افریدگار

16- مهر:دوستی وپیمان

17- سروش:فرمانبرداری

18- رشن:دادگری

19-فروردین:فروهر نیروی پیشرفت

20- ورهرام:پیروزی

21- رام:رامش شادمانی

22- باد:باد

23-دی بدین:افریدگار

24- دین:بینش درونی (وجدان)

25-ارد(اشی):خوشبختی دارایی وخواسته

26- اشتاد:راستی

27- اسمان:اسمان

28- زامیاد:زمین

29- مانتره سپند:گفتار پاک

30- انارام:(انغزه نام روچنگهام) فروغ وروشنایی بی پایان

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 20:41  توسط SARA & REIHANE  | 

خرداد

نام سومین ماه سال و روز ششم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است.در اوستا و پارسی باستان هئوروتات      Haurvtat)) درپهلوی خرداتXordat)) ودر فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جز:نخست هئوروه که صفت است به معنی رسا همه درست و کامل.دوم تات(tat)که پسوند است برای اسم مونث.بنابراین هئوروتات به معنی کمال و رسایی است.ایزدان تیر وباد و فروردین از همکاران خرداد می باشند.خرداد نماینده ی رسایی و کمال اهورامزدا است ودر گیتی به نگهبانی اب گماشته شده است.در این ماه افتاب در برج جوزا قرار می گیرد.از این رو خرداد را در بروج دوازده گانه برابر با جوزا یا دو پیکر دانسته اند.نام های محلی خرداد:کردها "جوزردان" "بخته باران" و"زردان" یا "ئاخرمانگ بهار"."زردان" به معنی زردی ها و نشانه زرد شدن گیاه به ویژه جو است.در گیلان "اریه ما" در کومش "هر" و"اوریا" سریانی "تامی" در بعضی از روستا ها به این ماه "ئالف دروین" (ماه جمع کردن علف) می گویند.رنگ ابی روشن فلز جیوه سنگ فیروزه و زمرد و سیاره ی مریخ را به این ماه منسوب می دانند.  

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 14:41  توسط SARA & REIHANE  | 

کوروش و راز جاودانگی او

در تابلویی معروف اثر «وینسنت لوپز» نقاش اسپانیایی قرن 18 روایت  یکی از داستان­های تاریخ ایران باستان آمده است است.

در لغت نامه دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که:

هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می­کردند. در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته­آ که همسرش به نام «آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود.

چون وصف زیبایی پانته­آ را به کورش گفتند، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس این که به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد.

اما اراسپ خود عاشق پانته­آ گشت و خواست از او کام بگیرد، به ناچار پانته­آ از کورش کمک خواست.  کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازا از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند.

هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.
می­گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته­آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: «سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق­شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند و نیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»
آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته­آ بر سر جنازه او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته­آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته­آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینه خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود، خود را کشت.

هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد. از این روی در این تابلو دو جنازه زن وجود دارد و یک مرد و باقی داستان و بدین گونه است که کسی با نیکنامی در تاریخ جاودانه می­شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 22:54  توسط SARA & REIHANE  | 

اردیبهشت

اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اَشاوَهیشتَ (ashavahishta) در پهلوی اَشاوَهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: نخست "اشا"،از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است:راستی و درستی، تقدس ، قانون و آیین ایزدی ، پاکی و...

و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است. جزء دیگر این کلمه  که واژه ی "وهیشت" باشد صفت عالی است به معنی بهترین، بهشت فارسی به معنی فردوس بر گرفته از همین کلمه است. در مجموع این کلمه  به معنی بهترین راستی و درستی است . در عالم روحانی نماینده ی صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزدا است و در عالم مادی نگهبانی همه ی آتش های روی زمین به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت  "مانند بهشت"  هم آمده است. چون ماه وسط بهار است و گیاهان در غایت نشو و نما و  گلها وریاحین همه شکفته و هوا در نهایت اعتدال بنا بر این اردیبهشت خواندند.

در این ماه آفتاب در برج  ثور قرار می گیرد از این رو اردیبشت را در بروج دوازدهگانه برابر با ثور یا گاو دانسته اند.

در اردیبهشت روز به معبد و آتشکده رفتن و از بزرگان حاجت خواستن و به نبرد و کارزار دشمن رفتن نیکوست.

رنگ سرخ روشن ، فلز مس ،سنگ الماس و سیاره ی زهره را به این ماه منسوب می دانند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 19:59  توسط SARA & REIHANE  |